ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1071

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

اما من براى خواننده از اين صنعت مسائلى را كه مورد نياز مىباشد و نخست بايد بشناختن آنها آغاز كند تشريح ميكنم . اهل فن گفته‌اند : شايسته است طالبان اين دانش نخست سه خصلت را بدانند . 1 - آيا كيميا وجود دارد ؟ 2 - چگونه حاصل ميگردد ؟ 3 - از چه چيز بدست مىآيد ؟ و هر گاه جويندهء اين دانش سه پرسش ياد كرده را بشناسد و به استوارى فرا گيرد آنگاه در مطلوب خويش پيروزى مىيابد و بنهايت آن ميرسد . اما دربارهء جستجو كردن و استدلال از بوجود آمدن كيميا كافى است كه خواننده بداند ما براى او مقدارى اكسير فرستاده‌ايم . و اما اينكه از چه چيزى تكوين مىشود . مقصود اهل فن از اين مسئله جستن حجرى است كه بوسيلهء آن بدست آوردن اكسير اعظم امكان‌پذير مىشود هر چند اكسير به قوه در هر چيزى موجود است . [ 1 ] چه آن از چهار طبع است ، نخست از آنها تركيب مىيابد و سرانجام هم به آنها باز ميگردد ليكن در برخى از اشياء اكسير تنها بقوه پديد ميآيد نه بفعل ، زيرا دسته‌اى از اشياء تجزيه‌پذير و دستهء ديگر تجزيه ناپذير ميباشند و اشيائى كه تجزيه پذيرند ميتوان آنها را به كار برد و مورد آزمايش قرار داد و اكسير آنها از مرحلهء قوه بمرحلهء فعل در مىآيد ، ولى دسته‌اى كه تجزيه ناپذيرند به كار نمىروند و مورد آزمايش قرار نميگيرند ، زيرا اكسير در آنها تنها بقوه وجود دارد . و علت اينكه اشياء مزبور تجزيه ناپذير ميباشند اين است كه بعضى از طبايع ( مواد ) آنها سخت با هم در آميخته و قوهء مواد بيشتر آنها بر

--> [ 1 - ) ] در اينجا عبارات ابن بشرون مخالف قياس و داراى رموزى است از قبيل ارجاع ضمير مؤنث بمذكر و برعكس ، و به كار بردن اصطلاحات غير متداولى همچون استعمال كلمهء « عمل » بجاى اكسير و غيره به همين سبب دسلان اين شيوه را ناشى از مبهم گوئى كيمياگران دانسته و در تلاش ابن بشرون در اثبات مسائل بدلائل نامعقول در سراسر اين فعل در شگفت شده است .